وقوع زلزله،فقر فرهنگی یا نقض هنجارهای اجتماعی به قلم عبدالخالق محمدی

آوای بمو :((فقر اینه که توی خیابان آشغال بریزی و از تمیزی خیابانهای اروپا تعریف کنی))با سلام و درود فراوان خدمت همه ی اندیشمندان روشنفکران و اصحاب قلم. عرض شود که بنده از تحریر نگاشته هایم قصد تخریب،تحریک و یا خدای ناخواسته توهین به هیچ نهاد،ارگان یا اشخاص حقیقی و حقوقی را نداشته و پیشاپیش مراتب تعذیر خود را اعلام میدارم…

بنده بعنوان یک شهروند از شهروندان ثلاث باباجانی قصدم فقط نقد است چرا که انتقاد در هر جا و مکانی آزاد است اجازه دهید قبل از هر چیز تعریف جامعی از فقر و بطور اخص فقر فرهنگی داشته باشیم!!! واقعا فقر چیست؟ فقیر کیست؟ جنبه های فقر کدام است و پیامدهای ناشی از فقر چه میتواند باشد؟؟؟

فقر یعنی کمبود امکانات لازم و کافی برای فرد یا افرادی که در یک جامعه زندگی میکنند بطوریکه این کمبود آنها را در سطحی پایین تر از حداقلهای مورد نیاز زمان،مکان و شرایط محل زندگی قرار دهد، حال در هر زمینه ای که باشد خود نوعی فقر است و با خط فقر یا خط فقرهای موجود سنجیده میشود و فقیر کسی است که هم خود و هم افراد تحت تکفل او در جامعه و محل زندگیش محروم باشد حال این فقر در ابعاد اقتصادی آموزشی، فرهنگی،اجتماعی سیاسی،بهداشتی، و چه بسا دینی میتواند ظهور کند در هر بعدی که باشد در جایگاه و موقعیت خود یک فقر است و فقر فرهنگی عبارت است از گونه ای از فقر که خود متآثر از فقر اقتصادی است و به نوعی وفق دادن افراد جامعه به وضعیت اقتصادی موجود میباشد که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و بتدریج به سبک زندگی در آن جامعه بدل میشود و در آن جامعه ریشه میدواند بطوریکه با پیشرفتهای عظیم علم هنوز هم شرایط بدوی در آن جامعه حکمفرما باشد و هیچ عکس العملی از افراد جامعه نسبت به وضع موجود بروز ندهد…

که در این جا جدای از اصول پیش زمینه ای این نوع فقر  را مورد تحلیل و بررسی قرار میدهیم…

دوستان خداوند منان در قرآن کریم میفرماید: هرکه را بخواهیم در ورطه ی ابتلا و آزمایش قرار میدهیم و خوشا بحال کسی است که بتواند سربلند از بوته ی آزمون حق تعالی بیرون آید چرا که خداوند از چنین کسانی چون ایوب نبی بعنوان مقرب درگاه خویش و((عند ربهم یرزقون)) یاد میکند.در زلزله ی اخیر که در این منطقه رخ داد و خداوند قادر نمودی از قدرت مطلق خود را به رخ جهانیان کشید،و شاید اگر با چشم بصیرت به آن نگریسته شود گوشه ای از نعمتهای باری تعالی باشد، خصایصی در این جامعه نمود پیدا کرد که خواه ناخواه ما را به زیر ذره بین های دنیای مجازی و دهکده ی جهانی برد که برخی ازین خصایص باعث رشد و شکوفایی و بعضی از آنها میتواند سرنوشت این منطقه را به ورطه ی نابودی بکشاند و از نظر سیاسی نیز منجر به ناکارآمد جلوه دادن مدیران کارآمدی شود که به نوعی قربانی این جریانات هستند…عزیزان دنیا دنیای مجازی است و جهان به دهکده ای بس کوچک مبدل گشته است بطوریکه کوچکترین اتفاقات در کمترین زمان بشدت منعکس شده و همه از آن مطلع میشوند و زلزله ی اخیر یکی از آن بزرگ پدیده هایی بود که به سرعت و در کمترین زمان انتشار یافت و باعث شد که از صبح همانروز از اقصی نقاط جهان همه ی مردم،ارگانها،و سازمانهای دولتی به صورت خودجوش و سازمان یافته کمکهای نقدی و غیر نقدی خود را نثار این دیار کنند تا مرهمی باشد بر دلهای داغدار مردم این منطقه که جای بسی تقدیر و تشکر است…

اما در بحبوبه ی همین کمکهای بی دریغ مردم عزیزمان ایران،اتفاقات بس ناخوشایندی می افتاد که به دلیل اینکه در روزهای اول مصیبت بود و براستی همه در رعب و وحشت بودند شاید بتوان دلیل و توجیه مناسبی برای آن آورد اما پس از آن دیگر چرا؟؟؟چرا این اتفاقات بارها و بارها تکرار می شد؟ هرچه از روزهای نخست زلزله میگذشت واکنش آحاد مردم نسبت به جذب کمک ها خصوصآ کمکهای غیر نقدی چند برابر می شد و حتی مانع تقسیم صحیح و استفاده ی همه ی اقشار خصوصآ قشر محروم جامعه ازین کمکها میشد تا جاییکه منجر به استقرار برادران نیروی انتظامی در طول راههای مواصلاتی شد تا بدینوسیله مانع از هجوم پی در پی این مردم آسیب دیده ی مصیبت ندیده به وسایل نقلیه ی حامل کمکها شوند اما مردم با تار و مار کردن همه ی وسایل و آسیبهای مالی به کسانی می شدند که با جان و دل به کمک همین مردم شتافته بودند. وسایل نقلیه بشدت آسیب میدید و گاهی هم منجر به آسیبهای بدنی به عوامل توزیع می شد و در مراحل بعدی نیز کمکهایی که به داخل شهر میرسید بدلیل عدم مدیریت مسئولین که شاید خود ناشی از شوک این مصیبت بود باعث سرگردانی وسایل نقلیه ی حامل بار به مدتهای مدید در داخل شهر و باعث هجوم مردم وحشت زده به این وسایل و در نهایت اتلاف و هدررفت بسیاری ازین کمکها میشد که شاید مهمترین عامل این گونه حرکات شتابزده و ناپسند از طرف مردم همان فقر فرهنگی جامعه ی ما باشد که دارای دلایل زیادی است و لازم میدانم به تعدادی از آنها اشاره کنم:۱-محرومیت شدید منطقه از نظر اقتصادی فرهنگی سیاسی و آموزشی۲-ترس از آینده و نبود حداقل امکانات برای ادامه ی زندگی۳-عدم توجه به ابعاد اصولی و پیش زمینه ای در این راستا۴-عدم آگاهی مردم ازینکه هدف از این کمکها چیست؟ ۵-رقابت افراد بی نیاز و نیازمند،دارا و ندار در حصول هرچه بیشتر کمکها بطوریکه به جرآت میتوان گفت که افراد بی نیازی که خود می بایست به نیازمندان کمک میکردند بدلیل همین فقر فرهنگی و نقض بسیاری از ارزشهای انسانی خود حریصتر از افراد نیازمند در این راه قدم میگذاشتند تا جاییکه تمام سطل زباله های سطح شهر مملو بود از نخاله های پوشاک و ضایعات مواد خوراکی. اما واقعا چرا؟ چه کسی مسئول این اتلاف و هدررفت هاست؟ چرا متولیان امر پاسخگو نیستند؟آیا افراد نیازمندی که حتی در آرزوی مندرسترین این وسایل بودند وجود نداشت؟ چرا با وجود کمک های شایان و قابل تقدیر از طرف هموطنان عزیزمان هنوز هم توزیع مناسب و عادلانه ای در این زمینه وجود ندارد؟چه بسا شنیده ها حاکی از آن است که بسیاری از متولیان در جریان همین توزیع وسوسه گشته و دست به فروش مواد خوراکی و پوشاک به صورت انبوه زده اند.چرا به بسیاری از کمپهای چادر نشین تا این لحظه حتی کمترین توجهی نشده است و به بسیاری از آنها هر روز سر زده میشود و به آنها مایحتاج روزانه را میرسانند؟چرا…؟چون سر راه واقع شده اند؟ و بساری ازین چراها که باعث بر انگیخته شدن حس نفرت چه از طرف مردم آسیب دیده و چه از طرف یاری دهندگان به متولیان امر میشود…

و در پایان با وجود ناگفته های بسیار در این زمینه و به دلیل شایان ذکر نبودن بسیاری از مسائل چه از طریق تحریر و چه از طریق فایلهای صوتی و تصویری مباحث خود را به پایان میرسانم و از همه ی اقشار جامعه ام که احترامی بس ارزنده نزد ابنجانب دارند عاجزانه خواستارم که اولآ مصیبت وارده از جانب خداوند قادر بوده پس بیایید در برابر آن بردبار باشیم باشد که گوشه ای از گناهانمان با وجود آن پاک شود چراکه پیامبر عظیم الشآنمان میفرماید: حتی اگر خاری به بدنتان فرو رود گناهی از شما بخشیده میشود و در جایی دیگر میفرماید (السقم یمحو الذنوب)یعنی بیماری گناه را از بین می برد پس با توسل به این روایات به ایمان خود بیفزاییم ثانیآ بدانیم که روزها سخت است و بس ناجوانمردانه سرد، همه گرفتارند بیائید بر گرفتاری یکدیگر نیفزاییم و یار و یاور هم باشیم و مطمئن باشیم که ما در بهترین وضعیت موجود نسبت به دیگر افراد این منطقه هستیم ثالثآ در کمک رسانیهای غیر نقدی کمال تواضع را داشته باشیم و حتی المقدور اگر چیزی را که برداشته ایم نیاز نداریم آن را به مستحقان برسانیم و از همه ی کسانی که در جریان این مصیبت به هر نحوی به ما یاری رسانده اند نهایت تقدیر و تشکر را دارم و از همه ی خادمین ملت مراتب قدردانی را بجا می آورم و از همه ی آنها عاجزانه خواستارم که کوشش خود را در زمینه ی خدمت رسانی به خلق چندین برابر کنند باشد که مآجور حق تعالی گردند…

و من الله التوفیق

 

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

20 + ده =